close
تبلیغات در اینترنت
داستان حسنک کجایی ( ورژن جدید )
.::محل تبلیغات شما::.

وبسایت شخصی حسین توکلی بردسکن گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد.همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنکمدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست،چون او موهای خود را گلت می کند.دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر…

امروز دوشنبه 28 آبان 1397
لینک دوستان